در اصل يك سلسله نقل قولها به صورتي منظم است (تعريف، اثبات، رد، بحث، تلفيق و غيره) به شيوهٴ متكلمان غربي. مآخذ اصلي عبارتاند از آتاناسيوس اسكندراني (حدود 293ـ373)؛ يوحناي زرين دهان (حدود 345ـ407)؛ كوريل اسكندراني (376ـ444). ديونوسيوس اريوباغي (پنج ـ2)، يوحناي دمشقي (هشتم ـ1).
كاباسيلاس
نيكولاس كاباسيلاس، هسيكاست و منجم بيزانسي (حدود 1290ـ1371).
در حدود 1290 در سالونيك زاده شد. نام اصلياش كامايتوس بود و در حدود 1310 براي ادامهٴ تحصيل به قسطنطنيه رفت. نخستين بار او را در مقام خزانهدار دربار ميبينيم. در جنگ داخلي ميان يوآنس پنجم پالئولوگوس و يوآنس ششم كانتاكوزنوس شركت جست و جانب دومي و يوآنس چهاردهم آپرِنوس بطريق را گرفت، كه هر دو مأموريتهايي به او واگذار كردند.
هنگامي كه كانتاكوزنوس به صومعهٴ جورجيوس مانگانايي در نزديكي اياصوفيه رانده شد، دمتريوس كيدونس و كاباسيلاس همراه او بودند؛ در سال 1361 كاباسيلاس جانشين عمويش نيلوس كاباسيلاس در سراسقفي سالونيك شد1 و در سال 1371 در آنجا درگذشت.
نيكولايوس كاباسيلاس آثار فراواني در مسائل ديني و كليسايي نوشت. دو اثر مهمش عبارت است از
زندگي در مسيح، در هفت مقاله، و توضيح آيين مقدس، كه هر دو تفسير عرفاني حيات مسيحي و شعاير آن است. وي آموزشهاي ديونوسيوس اريوباغي (پنجم ـ2)2 را جذب كرده بود و در سايهٴ ماكسيموس معترف (هفتم ـ1) توانست آنها را كاملاً با الهيات ارتدكسي هماهنگ سازد. مكاتباتش از لحاظ بررسي مجادلات آن عصر اهميت دارد.
وي كوشيد شرح ثاون اسكندراني (چهارم ـ2) بر مقالهٴ سوم
مجسطي را بازسازي كند و اين شرح دربارهٴ طول سال تا وقتي كه كانن رم متن خود ثاون (تئون) را در سال 1924 در يك نسخهٴ خطي سدهٴ دهم كشف نكرده بود، در دست نبود.
گفته ميشود تصوير نيكولايوس از زمان خودش در كليساي پروتاتن در كاريس (كوه آتوس) باقي است.3